close
تبلیغات در اینترنت
شباهت به حضرت سيد الشهداء امام حسين

آماده باش

شباهت به حضرت سيد الشهداء امام حسين

در امور بسياري اين شباهت وجود دارد، از جمله:

1 - شدّت اهتمام در ياد کردن آن‏ها در قرآن کريم و سنّت پيغمبران و کتاب‏هاي آسماني؛ چنان‏که بر پژوهشگران پوشيده نيست، و اگر بخواهيد بر قسمتي از آن‏ها اطلاع يابيد به کتاب‏هاي «المحجّة فيما نزل من القرآن في الحجّةعليه السلام» [1] و مجلّد دهم بحار و تفاسير و غير اين‏ها مراجعه کنيد.

2 - اهتمام پيغمبران گذشته به گريستن براي حضرت امام حسين‏عليه السلام و برپا نمودن مجالس سوگواري و مرثيه پيش از شهادت آن جناب؛ که نظير اهتمام امامان گذشته است در دعا کردن براي فرج مولي حجّة بن الحسن - عجّل اللَّه فرجه الشريف - و طلب ظهور آن بزرگوار پيش از وقوع غيبت.

3 - شدّت اهتمام هر دو (امام حسين و امام عصرعليهما السلام) در امر به معروف و نهي از منکر؛ چنان‏که سالار شهيدان حسين بن علي‏عليهما السلام در اين امر ملاحظه تقيّه را نکرد و ا ين از ويژگي‏هاي آن حضرت است، مولي حضرت حجّت‏عليه السلام نيز همين‏طور است که در حرف نون مطالب مناسبي خواهد آمد ان شاء اللَّه.

4 - نبودن بيعت طاغوت زمان بر آن دو؛ که در اوصاف امام حسين‏عليه السلام آمده که روز عاشورا به آن حضرت عرض شد: به حکم و حکومت عموزادگانت سر فرود آور. فرمود: «لا وَاللَّهِ لا أُعْطِيکُمْ بِيَدِي إِعْطاءَ الذَّلِيلِ وَلا أَفِرُّ فِرارَ العَبِيدِ»؛ به خدا قسم که هرگز دستم را از روي خواري و ذلّت به شما ندهم و مانند بردگان فرار نمي‏کنم. آن‏گاه با صداي بلند فرمود: اي بندگان خدا! من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه بردم اگر قصد آزار و سنگسار مرا داريد، و به پروردگار خود و شما پناه مي‏برم از هر متکبري که به روز حساب ايمان نداشته باشد. و نيز، آن حضرت فرمود: مرگ در حال عزّت بهتر از زندگي با ذلّت است.

در بحث علل غيبت حضرت حجّت‏عليه السلام نيز مطالبي که دلالت بر مقصود داشت، گذشت.

5 - بالا بردن به سوي آسمان؛ فرشتگان هر دو بزرگوار (امام حسين و امام قائم‏عليهما السلام) رابه اذن خداوند متعال به آسمان بالا بردند، چنان‏که در شباهت حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - به ادريس گذشت.

6 - آرزوي اينکه اي کاش روز عاشورا بوديم و تصميم به ياري کردن آن حضرت داشتن، ثواب شهيد شدن با آن حضرت را دارد؛ آرزوي بودن با امام قائم‏عليه السلام در زمان ظهور و قصد ياري کردن آن حضرت و جهاد با دشمنانش در رکابش نيز ثواب شهادت را دارد، چنان‏که درباره هر دو روايت آمده است که ان شاء اللَّه تعالي در بخش هشتم خواهد آمد.

7 - حسين‏عليه السلام ترسان از مدينه بيرون رفت و در مکّه نزول کرد، سپس به سوي کوفه حرکت فرمود؛ حضرت حجّت‏عليه السلام نيز نظير همين برايش اتفاق مي‏افتد که در خبر صحيحي از امام ابوجعفر باقرعليه السلام آمده: پس سفياني عدّه‏اي را به مدينه مي‏فرستد، و مهدي‏عليه السلام از آن‏جا به سوي مکّه کوچ مي‏کند، به ارتش سفياني خبر مي‏رسد که حضرت مهدي‏عليه السلام به مکّه رفت، لشکري در تعقيب آن حضرت مي‏فرستد، ولي به او نمي‏رسند تا اين‏که ترسان وارد مکّه شود - به همان روش موسي بن عمران‏عليهما السلام - لشکر سفياني در بيداء فرود مي‏آيد، پس منادي از جانب آسمان ندا مي‏کند: «يا بَيْدآءُ أَبْيِدي الْقَوْمَ»؛ اي بيداء! اين گروه را نابود کن. پس زمين آن‏ها را فرو مي‏برد، و فقط سه نفر از آن‏ها باقي مي‏ماند که خداوند صورت‏هايشان را به عقب برمي‏گرداند، و آن‏ها از قبيله کلب هستند. [2] .

8 - مصيبت آن دو بزرگوار سخت‏ترين مصيبت‏ها است. امّا مصيبت امام حسين‏عليه السلام که در گفتگوي آدم و جبرئيل آمده که گفت: اي آدم اين فرزند تو به مصيبتي دچار مي‏گردد که مصيبت‏ها در کنار آن کوچک خواهد بود. [3] و امّا قائم‏عليه السلام از اين جهت که مصيبتش طولاني و محنتش شديد است.

امام حسين‏عليه السلام، هنگامي که مي‏خواست از مکّه به سوي عراق خروج کند، ياري خواست و فرمود: هر آن‏که حاضر است جان خود را در راه ما بخشد و خودش را مهياي لقاء اللَّه نمايد، با ما بيايد که ان شاء اللَّه من فردا حرکت مي‏کنم.

امام قائم حجّة بن الحسن - عجّل اللَّه فرجه الشريف - نيز، هنگامي که در مکّه ظهور مي‏کند، ياري مي‏طلبد، چنان‏که از امام پنجم حضرت باقرعليه السلام در حديثي طولاني و صحيح چنين آمده:... در آن روز قائم‏عليه السلام در مکّه است، پشت خود را به بيت اللَّه الحرام تکيه زده و به آن

پناه برده، بانگ مي‏زند: اي مردم! ما از خداوند ياري مي‏جوييم، هرکه مي‏خواهد ما را اجابت کند که ما خاندان پيغمبر شما هستيم، و نزديک‏ترين مردم به خدا و محمدصلي الله عليه وآله. هرکس درباره آدم با من بيعت دارد [بيايد] که من نزديک‏ترين افراد به آدم هستم و هرکه درباره نوح با من محاجّه دارد، من نزديک‏ترين کسان به نوح هستم، و هرکه درباره ابراهيم با من بيعت دارد، من نزديک‏ترين افراد به ابراهيم هستم، و هر آن‏که درباره محمّدصلي الله عليه وآله با من گفتگو دارد من نزديک‏ترين افراد به محمّدصلي الله عليه وآله هستم، و هرکه درباره پيغمبران بحث دارد بيايد که من نزديک‏ترين مردم به پيغمبران هستم، مگر نه خداوند در کتاب محکم خود مي‏فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفي آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ اَيْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَي العالَمِينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»؛ [4] البتّه خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برگزيد، فرزنداني هستند برخي از نسل برخي ديگر و خداوند شنواي داناست.

پس من باقيمانده از آدم و ذخيره از نوح و برگزيده از ابراهيم و پاکيزه خالص از محمد - صلّي اللَّه عليهم اجمعين - مي‏باشم. هر آن‏که درباره کتاب خدا با من محاجّه کند من نزديک‏ترين مردم به کتاب خدا هستم، و هرکه درباره سنّت رسول خداصلي الله عليه وآله با من بيعت کند من به سنّت رسول خدا از همه نزديک‏ترم. کساني که سخن امروز مرا شنيدند آنان را به خدا سوگند مي‏دهم که به کساني که غايب بوده‏اند برسانند، و از شما مي‏خواهم که به حقّ خدا و به حقّ رسول خداصلي الله عليه وآله و به حقّ خودم بر شما - که حقّ قرابت به رسول خداصلي الله عليه وآله مي‏باشد - اين‏که ما را کمک کنيد و کساني که به ما ظلم مي‏کنند از ما منع نماييد، که ترسانيده شديم و به ما ظلم شده و از شهر و فرزندانمان رانده شديم و بر ما سرکشي کردند و از حقّمان کنارمان زدند و اهل باطل بر ما افترا بستند، خدا را خدا را درباره ما، که ما را وامگذاريد و ياري‏مان نماييد که خداوند شما را ياري کند. [5] .

مي‏گويم: اگر گوش دلت را بگشايي و سينه‏ات به نور پروردگارت فراخ گردد، نداي امام زمانت را در اين زمان خواهي شنيد که از اهل ايمان ياري مي‏طلبد، آيا کسي هست که نداي آن حضرت را پاسخ گويد؟ و آيا کمک کننده‏اي هست؟ آيا ياري کننده‏اي هست؟ البته ياري کردن در هر زمان به اقتضاي همان زمان است، ياري آن حضرت ياري خدا است، ياري رسول خدا است، ياري اولياي خدا است، ياري اسلام و ايمان است، ياري غريب و کمک مظلوم و مضطرّ و عالم است، ياري وليّ نعمت و پدر مهربان است و.... عناوين ديگري که بر ياري کردن آن حضرت صادق است.

و بدان که از جمله اقدام ياري و اعانت آن حضرت به مصرف رساندن مال در راه او، چاپ کردن کتاب‏هايي که مربوط به آن حضرت است و به فرزندان و شيعيان ائمه‏عليهم السلام انفاق نمودن مي‏باشد، و نيز کمک کردن ياران آن جناب، به مقداري که از مال و جاه و شفاعت (وساطت) و خوش‏زباني و امثال اين‏ها از مصاديق ياري کردن آن حضرت است.


+ نوشته شده درجمعه 16 مهر 1389ساعت 13:02توسط ایلیا | | تعداد بازدید : 173

مطالب قبلی

صفحات وبلاگ

شهادت امام حسین برهمگان تسلیت باد شهادت امام حسین برهمگان تسلیت باد